یک تمرین دو دقیقه‌ای برای هر روز – یک اعتراف، یک اصل مسلم

یکی از تمرین‌های برای برخورداری از اندیشه انتقادی، مراحلی است که باید ما را از وضعیت فعلی دور کند. ما در وضعیت معمول و آن‌طور که محیط اطراف ما را هدایت می‌کند، به این شکل فکر می‌کنیم و جهان خود و بقیه را این طور می‌بینیم:‌ Universe according to me

یعنی ما در مرکز هستیم، نزدیکترین سیاره به ما چیزهایی است که به ما مربوط است، سیاره دورتر از آن چیزهایی است که به نحوی با ما مرتبط است و بزرگترین سیاره بعد از آن، چیزهایی است که از آن متنفر هستیم وبدمان می‌آید. در انتهای کهکشان هم یک جایی برای دیگران و دیگر چیزها یا همان و غیره‌ی خودمان، قرار دارد.

شکستن این کهکشان که مدت‌ها وقت و کار صرف آن شده کار راحتی نیست. ولی آموز‌ه‌های به درد بخوری هم هست که به ما کمک می‌کند. یکی از این آموزه‌ها و تکنیک‌ها که در هنر، ورزش و ادیان از آن به طور تخصصی از آن استفاده می‌شود، تکرار است.

برای این کار هر روز باید چیزهایی را برای خود تکرار کنید. این منظومه‌ای که می‌بینید فکر نکنید از سیمان ساخته شده و جایی نصب شده و یا از جایی وارد شده و در ذهن شما نصب شده است. نه. این را در ذهن خود ساخته و مدام برای آن وقت صرف می‌کنید که همین شکلی بماند. همه چیز را از زاویه خود تعریف کرده، افراد و گفته‌های اطرافیان را به یکی از این سیارات منتقل می‌کنید و یا حتی به خارج از کهکشان خود تبعیدشان می‌کنید. چیزی مثل کندوی خود ساخته ذهنی می‌ماند. شما در تمام ساعات شبانه روز در این کهکشان مشغول کار هستید و مدام آن را تقویت کرده و ضخیم‌ترش می‌کنید.

شما هر روز در منظومه خود یک کار را به طور مرتب انجام می‌دهید. برای تغییر آن هم باید کاری را هر روز انجام دهید. رایج‌ترین چیز در ذهن ما اندیشه دانستن همه چیز است. به محض آشنایی با الفبای چیزی آن را تعمیم داده و احساس عقل کلی می‌کنیم. بهترین پادزهر برای این خطر بد برای ذهن، تکرار و اشاره به نادانسته‌ها و اعتراف به ندانستن است. در کنار آن باید یک قانون و اصل کل هم باید داشت. اصل کل را بر مهربانی و نوعدوستی بگذارید. بدون هیچ‌گونه اما و اگری.

این ویدیو را که زیرنویس فارسی هم دارد را جایی ذخیره کرده و سعی کنید یک بار صبح و یک بار شب آن را نگاه کنید. با اعتراف به نادانسته‌ها، کمک می‌کنید انگیزه کاوش در ذهن شما تقویت شود. وقتی ذهن کاونده داشته باشید، دیگر قاضی از پیش حکم داده نیستید. می‌توانید با هرکسی و در هر سطحی گفت وگو کرده و به کند و کاو و جست وجوی خود ادامه دهید.

وقتی هم اصل قانون رفتاری خود را بر مهربانی بگذارید، آماده هستید که بر اساس قانونی جهان‌شمول، در قبال دیگران مهربان بوده و با پیش‌فرض کمک به هم‌نوع پیش روید. این دو گام‌های اولیه برای برخورداری از خردورزی و اندیشمندی است.

تمرین‌های دیگر را به تدریج با هم دنبال خواهیم کرد. برای شروع، سری به نردبان داییتیموس بزنید که سفر از تحسین زیبایی و حرکت به سمت نردبان اخلاق را از یاد نبریم. ویدیوی زیر که کاری خوب از «جان لوید» است را هم به برنامه روزانه اضافه کنید.

متن گفتار این ویدیو:

چیزهایی که درباره آن هیچ نمی‌دانیم، غیر از این که ۹۶ درصد از جهان را نمی‌دانیم چیست و نمی‌دانیم برای مثال آگاهی در یک مشکل غامض چیست، در ضمن جاذبه هم نمی‌دانیم چیست و از کم‌ترین فهمیدنی‌های در مورد نیرو است. ما از درون اتم بیشتر دانش داریم تا نیروی جاذبه. انفجار یک نادانستنی دیگر است و نمی‌دانیم در جریان آن چه اتفاقی می‌افتد. من مدت ۴۰ سال در کمدی کار کردم و هنوز نمی‌دانم چرا چیزی خنده‌دار است.

نادانی موتور محرک دانش است. مردم برخی مواقع مقالات علمی را می‌خوانند و برای مثال کسی مثل ریچارد داوکینز خیلی تدافعی است. دانشمندان ولی به طور خصوصی هی از هم می‌پرسند چرا این طور شد؟ ما از این که چرا این طور می‌شود،‌ هیچ‌چیز نمی‌دانیم. علم این طور پیشرفت می‌رود و خیلی سخت است که بتوان به راهی جدید فکر کرد. هر نادانی می‌تواند پاسخ را پیدا کند این سوال نو پرسیدن است که کار نوابغ است. نادانی نقطه مرکزی هرگونه اکتشاف است.

لازم نیست خیلی زیاد بدانید. این پرسش است که اهمیت را تمیز می‌دهد. برایم خیلی جالب است که مردم حسابی سر چیزهایی که امکان ندارد بتوانند بفهمند یا ثابت کنند، به جان هم می‌افتند. چیزهایی مثل وجود خدا یا پیدایش جهان. اما چیزهایی که باید برایشان مهم باشد مثل این که چطور با فرزند خود کنار بیایند را رها می‌کنند.

برگردیم به دانش. آیا هوشمندی خوب است؟ استالین یک آدم خیلی باهوش بود. ولی ببینید با هوشش چه کار کرد. مهم نیست هوشمند هستید یا نه این که از آن چه استفاده‌ای می‌کنید مهم است. مهربانی و نوعدوستی، یک چیز مطلق است. مهربان بودن خوب است. نقطه. بدون هیچ بحث و اما و اگری.

در هر شرایطی می‌توان گفت مهربانی تقریبا از همه چیز بهتر است. ما همه می‌دانیم کار نیک و درست چیست ولی به خودمان تلقین می‌کنیم که نمی‌دانیم. چون به خاطر نیازها و خودخواهی‌هایمان خود را ناکار کرده‌ایم و اگر بدانید چه چیز درست است بسیار توانمند می‌شوید. با دیگران درست برخورد کردن مهم است.

3 replies »

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s