آیا ترس از عذاب الهی موجب بروز پیچیدگی در جوامع شده است؟

نزدیک به نیمی از جمعیت حال حاضر جهان، پیروی دو دین هستند که تا حدودی هم به هم نزدیک هستند؛ مسیحیت و اسلام. بحث «خدای بزرگ» که فعالانه کارهای هر فرد را دنبال می‌کند و اگر مرتکب بی‌اخلاقی شد عذابش هم می‌دهد، بزرگترین خصیصه این دو دین رایج است و شاید کلید موفقیت آن‌ها هم باشد. به ویژه ترس از «عذاب الهی» از سوی خداوند مردم را به همکاری بیشتر با هم نزدیک کرده و به لحاظ تاریخی، به بشریت کمک کرده جوامع بزرگ و پیچیده‌ای پایه‌گذاری کرده و بسازد.

هرچند این داستان از قدرت «خداوند بزرگ» و تاثیر آن ممکن است به لحاظ ذاتی قابل قبول به نظر بیاید، اما آزمایش کردن آن کار دشواری است. شاهد استانداردی که در این موارد گفته می‌شود – خدایان بزرگ با جوامع بزرگ پیوند خورده‌اند – قانع کننده نیست. مشکل این‌جاست که بسیاری از فرهنگ‌ها به دلیل ریشه مشترک و اشتقاق‌های مختلف، خصیصه‌های مشترکی دارند و نمی‌شود گفت یک خصیصه، باعث شکل‌گیری خصیصه‌ای دیگر خواهد بود. در خیلی از جوامع بزرگ، غذای رایج خیلی از مردم پیتزا است، خیلی از مردم رانندگی می‌کنند یا حتی مشروبات الکلی می‌نوشند و همه جوامع بزرگ نیرویی به نام پلیس دارند و دولتی مشخص و رسمی هم بر آن‌ها حاکم است. چالش اصلی این‌جا است که بتوانیم آن‌چه نماد مشترک بوده و بین چند فرهنگ به اشتراک گذاشته شده، یا آن نمادی که نتیجه خصیصه‌ای دیگر بوده را با آن‌چه از یک ریشه مشترک می‌آید و نسل به نسل منتقل شده، از هم جدا کنیم.

تحقیقات تجربی نشان می‌دهد ادیان این توانایی را دارند که همکاری میان گروه‌های بزرگ را افزایش دهند اما نشان نمی‌دهد آیا این خدایان بزرگ بودند که که راهنمای جوامع بزرگ هم بوده‌اند.

خوشبختانه، زیست‌شناس‌‌های فرگشتی روش‌های قدرتمندی از محاسبه تکامل نژادی در خصوص اشتقاق‌های مختلف از یک ریشه مشترک را پیدا کرده‌اند. این روش‌ها توانایی این را دارد که نشان دهد رابطه سببی (علت/معلولی) کدام یک اولین بار روی داده و آیا دیگر تغییرات هم بر این اساس بوده است. چنین روش‌هایی این اواخر در مباحث مورد بحث فرگشت فرهنگی چون «پیچیدگی‌های سیاسی»، «سیستم خویشاوندی» و «ساختار زبان» مورد استفاده قرار گرفته است.

در یک تحقیق جدید، ما به طور رسمی آزمایش کردیم که آیا باور داشتن به مجازات خداوندی توانسته تاثیری در شکل‌گیری جوامع پیچیده در میان فرهنگ بومیان آسترونزیایی داشته باشد یا نه. این خانواده فرهنگی در تایوان شکل گرفته و بعد در منطقه پخش شده و از ماداگاسکار در غرب تا جزایر شرقی را دربرگرفته است. فرهنگ‌های آسترونزیایی بهترین پایه برای آزمایش این است که آیا ساختارهای سیاسی به موازات عقیده به خدایان یا قدرت‌های فراطبیعی متحول شده و با توجه به وجود اسناد و شواهد کافی، بررسی کرد که بعد از بروز مسیحیت و اسلام و تاثیر آن‌ها چه تغییراتی کرده است.

جوامع سیاسی آسترونزیایی از جوامع یک مرد در صدر تا جوامع پیچیده در جزایر هاوایی متغییر بوده، اما باور داشتن به قدرت ماورایی و الهی، هم تنوع داشته است. خدایان طبیعت در محیط طبیعی زندگی حضور داشته‌اند. برای مثال، «تانیوها» در مائوری که غول و یا اژدهایی بود که گفته می‌شد در اعماق دریاها زندگی می‌کند، به طور معمول این‌طور از او یاد شده که انسان‌ها را شکار می‌کرده اما در همین حال می‌شده با نبرد یا گول زدن و یا اهدای پیشنهاد، قانع کرد. قهرمان‌های فرهنگی زیادی از جمله «پورانا» قهرمان جزایر سلیمان که گفته می‌شود کسی بود که لذت جنسی را به انسان‌ها معرفی کرد. در این مناطق خدای فراطبیعی متقدری ولی دیده نمی‌شود. نسل به نسل در انتقال این چهره‌ها نقش داشته‌اند و برخی از نسل‌ها در ترسیم قدرت این چهره‌ها کمی زیاده‌روی کرده و برخی از نسل‌ها هم از آن کم کرده‌اند. هرچند شمار زیادی از این خدایان به چیزهایی مثل قربانی کردن و هدایا به بارگاه‌شان بودند، اما خدایان خیلی کمی بودند که توجهی به دنیای اخلاقیات بشر داشته باشند. در تحقیقی که ما از این فرهنگ‌ها انجام دادیم، بخش کمتری از نیمی از آن‌ها باور داشتند که برای «خودخواهی» احتمال دارد مجازات خداوندی وجود داشته باشد. همچنین ایده حضور خدایی بزرگ/ فراطبیعی در چند فرهنگ خیلی محدود فقط دیده شد. با زندگی در جوامع بزرگ خیلی طبیعی است که فرض کنیم دین و اخلاقیات به شکل ناگسستنی به هم گره خورده‌اند، اما خیلی از خدایان پیش از دوران مدرنیسم، هیچ علاقه و توجهی به این نداشتند که انسان‌ها چطور با هم رفتار می‌کنند و برایشان مهم نبود. بر اساس مدل بررسی شاخه اشتقاق درخت زبانی آسترونزیا و به موازات آن، روش‌های تکامل نژادی و امکان فرگشت ساختار سیاسی و اعتقاد به خدایان بزرگ و فراطبیعی هم بررسی شد.

خوب نتیجه چه بود؟ آیا ما چیزی پیدا کردیم که تئوری خدای بزرگ را توجیه کند؟ به واقع نه. اما این را مشاهده کردیم که خدایان اخلاق‌گرا به موازات پیچیدگی سیاسی، فرگشت داشته و روند تکامل داشته‌اند. این خدایان اما به جای این که فرمان پیچیدگی‌های سیاسی را در اختیار داشته باشند، پیروی آن بودند و فقط دنبالش می‌کردند.

جالب است بدانید بیشتر خدایان اخلاق‌گرای بزرگ در نواحی از جنوب شرقی آسیا یافت شد که در تاریخ آن‌ها با جهان اسلام مرتبط شده بود. این خدایان گفته می‌شد بومی هستند اما ریشه جدید این خدایان و تاریخ فرهنگ‌هایی که در آن بار آمدند، پیشنهاد می‌کند که ممکن است خدای بزرگ از فرهنگ اسلامی و با عنوان یک خدای بومی به عاریت گرفته شده باشد.

آیا می‌توانیم نتیجه بگیریم که دین هیچ نقش اجتماعی ندارد؟ به هیچ وجه. دریافت ما نشان داد مجازات الهی از سوی عوامل گسترده‌ای از منابع فراطبیعی – و نه الزاما فقط خدا یا خدایان بزرگ – پیش از بروز پیچیدگی سیاسی ظهور کرده‌اند. به زبان دیگر، اخلاقی کردن مفاهیم دینی از جمله مجازات الهی ممکن است به شکل‌گیری جوامع پیچیده و یا جامعه سیاسی پیچیده، کمک کرده باشد. اما فهمیدیم بعد از این که جامعه سیاسی پیچیده شکل گرفت، دیگر ایده مجازات الهی در بقای آن نقشی ندارد. هرچند مجازات الهی باعث شده همکاری میان گروه و افراد بیشتر شود، همان طور هم عقیده به خدا یا خدایان بزرگ باعث شد دیگر جوامع سیاسی تشکیل شود. عقیده نسل اندر نسل و باورهای قدیمی باعث شد در حوزه سیاسی این تنش به وجود بیاید که آن که قدیمی‌تر است، پس توجیه بهتری هم دارد. بیشتر رییس قبایل این طور معرفی می‌شدند که ریشه آن‌ها به روح یا خدا می‌رسد و این خدایان الهی ممکن است توجیه خود در انتخاب سیاسی را داشته باشند.

بررسی فرگشت به موازات تغییرات سیاسی و مفاهیم فراطبیعی در آسترونزیا، زمینه بسیار قدرتمندی برای بررسی فرگشت در جوامع پیش از دوران مدرنیسم است. این فرهنگ‌ها، بدون وجود هیچ خدای بزرگی، جوامع بزرگ ساختند. هرچند امروزه عقیده به وجود خدا در جهان رایج است، بیشتر این اعتقاد در جوامع مسیحی و اسلامی است. این ادیان در چند هزار سال و خیلی بعد از آن که جوامع بزرگ و پیچیده ایجاد شدند، شکل گرفته و پدیدار شدند.

تحقیق ما نشان می‌دهد چقدر روش‌های تکامل نژادی می‌تواند در بررسی مسائلی چون ریشه و عملکرد دین در جوامع انسانی، موثر و قدرتمند باشد.

***

اصل مطلب را این‌جا می‌توانید ببینید.

جوزف واتس، نویسنده این مطلب دانشجوی دکتری در دانشگاه اوکلند در نیوزیلند است و تز دکتری خود را با موضوع «فرگشت فرهنگی» نگارش می‌کند. وی در حال حاضر مشغول ساخت بانکی اطلاعاتی از فرهنگ‌های آسترونزیایی است که می‌تواند برای آزمایش چگونگی گسترش تفکر دینی، کاربرد داشته باشد.

fast_co_spread_color_variation

 

دسته‌ها:Uncategorized

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s